پارساپارسا، تا این لحظه: 15 سال و 10 ماه و 28 روز سن داره

پارسا دنیای من

ماشين بنز آقا پارسا

ماشين بنز آقا پارسا (البته از نوع آخرين سيستمش) هر روز سوارش مي شدي و تو خونه و حياط ويراژ مي دادي با ماشينت حياط خونه عزيز جون ويراژ دادن در خانه ان شاءا... بزرگ شدي بهتر از اين بنز واسه خودت مي خري ...
1 شهريور 1390

وقتي 6 ماهت شد عزيز دلم

وقتي 6 ماهت شد ديگه تونستي بشيني فداي نشستنت برم من هنوز فرني و سوپ مي خوردي شبا هم كه همش با ماماني، دنبال مي مي مي گشتي ! البته هنوز بعضي شبها بدخواب مي شدي كه اون هم يه داستان ديگه داشت. ...
1 شهريور 1390

جیگر تر شدن پارسا

وقتي 4 ماهت بود شروع كردم به غذا دادن به جيگرم ، اولين غذا هم فرني بود اولا خيلي دوست داشتي دست و پا مي زدي كه زودتر فرني بهت بدم اما بعدها كمتر علاقه نشون دادي بعد از فرني عزيز برات سوپاي معجوني گذاشت ! از اون سوپايي كه 12 قلم مواد غذايي توشه! كم كم متوجه شدي انگشتاي خوشگلت چه چيزه خوشمزه ايه     ...
1 شهريور 1390

وقتی وارد دنیای ما شدی

ساعت ١٣:٣٠ روز شنبه ٦/٩/٨٩ میدونی کجا بودی مامان؟ تو با مامان بیمارستان اقبال بودی، بابا فرهاد و عزیز جون و مادر جون هم پشت در منتظر تو بودند. بابا فرهاد هم دعا می کرد و هم گریه که نی نی سالم بیاد تو این دنیا تا اینکه درست ٥ دقیقه بعد تو پا تو به این دنیا گذاشتی و همه جا رو قشنگ کردی مامان فدای اون نفسای اولت بره مامانی وقتی از اتاق عمل اوردن بیرون حالش اصلا خوب نبود ولی یه فرشته دید حالش خوب شد این عکس یک روزه فرشته منه بغل بابایی   راستی مامان میدونی چند کیلو بودی؟؟؟ ٣.٣٥٠ گرم و قدت ٥٠ سانتی متر فدای اون هیکل و قدت بشم مامامامامان فرداش با من و بابایی و عمه و عزیز جون و مادر جون همگی رفتیم خونه مادر...
30 مرداد 1390